روز نوشت 7

 

رسیده عید و دلها شاد و خرم *** همه در فکر دیدارند با هم

 

همه آماده اند سفره بچینند *** به فکر سفره های هفت سینند

 

منم در سفره دارم هفت سین را *** ولی توأم شده با داغ زهرا

 

بود سین نخستین سیلی کین *** به روی مادرم با دست سنگین

 

ببین بر سفره سین دومم را *** که سویی نیست در چشمان زهرا

 

بگویم سین سوم تا بسوزی *** که مادر سوخت بین کینه توزی

 

از این ماتم دل حیدر غمین است *** که سین چهارم سقط جنین است

 

به روی سفره سین پنجم این است *** سر سجاده اش زینب حزین است

 

شده سفره پر از اشک شبانه *** ششم سین مانده سوت و کور خانه

 

چه گویم ای عزیز از سین آخر *** بود آن سینه ی مجروح مادر . . .

 


((بر گرفته از وبلاگ دخترک چادر به سر))




/ 1 نظر / 18 بازدید
حمید

یازهرا ممنون